8 عنوان برتر از 4 موضوع در دهه 80...
در آستانه به پایان رسیدن دهه ۸۰ هستیم و دیدم که چه خوبه که یک سری از ترین ها رو براتون بذارم.
(ضمنا یک موضوع دیگه اینکه نطرتون رو در مورد عکس هفته تو اولین پست بذارین.)
هشت چیزی که جوان ها پولشان را برایش خرج می کنند
صابون برای چرک کف دست
1. لوازم آرایش
مهم نیست چه قیافه ای دارید، مهم این است که دوسن داشتید چه قیافه ای داشته باشید! آرایش کردن یک هنر تجسمی است؛ نوعی از گریم است.
2. مارک
میگویند: «الاَجناسُ بالمارک!» رابطه مارک با کالا رابطه، رابطه نیت است با عمل؛ هر چه نیت والاتر، عمل ارزشمند تر!
3. باشگاه
هیکل میکل آااه، بدن مدن توپ! یعنی پولم را فقط برای باشگاه میدهم که گوشت شود به تنم! یعنی یک سرمایه گذاری عاقلانه!
4.گوشی موبایل
خود عوض کردن گوشی موبایل، هم کلاس دارد، هم سرگرمی است و هم از غیبت کردن بهتر است! تعویض دائمی گوشی به مدل های روز دنیا، این حس را نیز میدهد که بر لبه تکنولوژی و دانش مستقر هستی.
5.فست فود
خوشمزگی، آماده شدن سریع، به اندازه کافی مضر بودن، تنوع زیاد و البته سس قرمز (!)، چیزهایی هستند که اگر غیر بهداشتی بودن هم به آنها افزوده شود و خوب هم زده شود، آنقدر خوشمزه می شود که می ارزد یک سال از عمرت کم شود و تن ابن سینا در گوز بلرزد، اما از دستش ندهی!
6.مواد روانگردان
وقتی هیچ یک از فاکتورهای خوش تیپی روی تن تان نمی شنید، هیچ دانشگاهی قبول نمی شوید و... راحت ترین کار، مختل(مخ تعطیل) کردن خود است وگرنه می رفتی باشگاه تمام دق دلی از خودت، دیگران و جامعه را سر کیسه بوکس خالی می کردی!
7.سیستم صوتی
با هر «دوپس دوپس» ای که می کند، جریان خون تند و کند می شود، قلب، هماهنگ با آن میزند، اعضای بدن آهسته حرکت می کنند، شیشه های مغازه ها و خلاصه کل عالم وجود همریتم «دوپس» های سیستم شما می شود، پول خرجش نکنی چه کنی؟!
8.کافی شاپ
مدل مدرن قهوه خانه، یک محیط پروانه ای مدرن، برای خوردن چیزهایی لطیف غیر قابل تلفظ و شنیدن موسیقی ای بهشدت ملایم و خرج کردن مضرب های 10 هزار تومان. نشانه ای از کلاس و لارژ بودن [جیب] شما. بماند که با بروبچ رفته بودید کله پاچه ای مغز می زدید!

هشت تکیه کلام جوان ها
به چی اعتقاد داری؟
1.خفن
یعنی توپ، End، بن بست! معمولا با پیشوند «خیلی» همراه است و اگر چیزی در خفونت(!) به حد اعلایش برسد، زبانم لال می گویند آخرش است! یعنی آخر پیچیدگی، منتهی الیه تکنولوژی، سرشار از فایده و ...
2.صفا سیتی
نام شهری است که در آن ملت حالی به هولی می شوند و صفا می کنند. قدیمی ترها واژه «بلا» را هم به آن می چسباندند و می شد «صفاسیتی بلا!»؛ یعنی هر جایی که در آن همه چیز فراهم باشد؛ شربت، دلستر، چیپس، لواشک، دیزی، پیتزا، جوک، خنده و قهقهه و آخرش هم ترکیدن!
3.قات زدن
در ابتدا «قاتی کردن» بود. در «زیر آسمان شهر» شد «قات زدن.» در اصطلاح، اتصال کوتاه بین فاز و نول شبکه اعصاب را گویند. فقط برای چند لحظه چشم ها بسته، گوش ها مختل، هیچ ورودی پذیرفته نشده و فقط صادراتی از جنس ناسزای صریح(!)، مشت و لگد و مانند آن صادر میشود؛ یک گرد و خاک حسابی.
4.تابلو
آنقدر تابلو است که احتیاج به توضیح ندارد. تابلو، ضایع بودنی است که تو ذوق بزند.
5.پایه
فعل آن بودن یا نبودن است؛ مثل «مساله.» اگر به صندلی برای نشستن اعتماد می کنند به دلیل پایه هایش است. آدمی هم که مثلا برای کوه رفتن پایه است، میتوان روی آن نشست... یعنی حساب کرد!
6.کف کردن
انسان وقتی کف می کند، ابتدا خشکش می زند، بعد در ذهن انکار می کند، کم کم دهنش باز می شود و همین طور باز و بازتر، در اثر دم و بازدم، کم کم روی لبهای پائین، کف (همان تف) جمع می شود و به مرور آنقدر زیاد می شود که دهان مانن کسی که سگ هار گازش گرفته باشد پر از کف می شود و سپس کف ها به زمین می ریزد. گاهی کل این فرآیند آنقدر سریع انجام میشود که کف از دهان با شدت به زمین می پاشد. اینجاست که می گویند: «کفم پاشید زمین!»
7.روح
به روح که اعتقاد داری؟ این مقدمه ای است برای گفتن «تو روحت!» حالا اینکه چه چیزی در روحت، بهترین یا خوشبینانه ترین حالتش این است که حمل کنیم بر «خاک عالم!» یعنی بشود «خاک غالم تو روحت!»
8.تو حلقم
داغ داغ ست، هنوز از هر هفت نفر یک نفر آن را شنیده(آمار از کل ایران!) فقط هم به صورت متکلم وحده صرف می شود و لذا تو حلقت، تو حلقمون، تو حلقشون و ویگولنسژ و ... نداریم. نسخه جدید «منو کشته» است. مثلا فلان کارت منو کشته = فلات کارت تو حلقم!
![]()
هشت رشته دانشگاهی که بیشتر از همه طرفدار داشته
همه بریم حسابدار بشیم
1.حسابداری
ضمانت شغلی میخواهی؟ ضمانت شغلی حسابداری! در حسابداری هر گرایشی که هست، شغلش تضمین است و هر شغلی تضمین است هم گرایشش حسابداری است! به خاطر همین تضمینش هم رتبه یک جدول بیشترین دانشجو را دهه 80 مال خودش کرده.
2.مهندسی برق
رتبه اول کنکور اگر شده ای، یعنی باید بروی برق شریف! راه دیگری وجود ندارد. رشته اول مملکت(حداقل در مهندسی ها). همین کافی است تا بیشترین استقبال بین مهندسی ها از رسته برق باشد. علاقه؟ not important!
3.IT
سم خارجکی که دارد، مهندسی هم که هست، ضمن اینکه به سختی مهندسی نرم و سخت[افزار] هم نیست! به هر حال تب آی تی چند سالی علمگیر شد و بعد فروکش کرد.
4.مهندسی عمران
یک زمانی بود که نون در بساز بینداز(یا بفروش) بود و عمران یکه تاز عرصه مهندسی بود. البته چندین سال پیش، قضیه تراکم نفروختن و الان بازار نه چندان جالب ساخت و ساز، این رشته را در جدول قدری پاوین آورده.
5.تخصص پزشکی
وقتی پزشکی عمومی از شدت زیادت پزشکان خز میشود، گام بعدی برای رسیدن به کلاس کار و جایگاه شغلی بهتر، تخصص است.
6.حقوق
کلاس دارد، حقوقش هم رویش است، بازار کار دارد و خلاصه همه شرایط برای بالاتر زدن در انتخاب رشته برایش مهیاست. یک چیزی در مایه های مهندسی برق است.
7.MBA
از اوایل همین دهه 80 در ایران باب شد. هیچ درس تخصصی در کنکور ارشدش ندارد(فقط ریاضی و استعدا تحصیلی و زبان). همین باعث شد تا دانشجویان همه رشته ها با شعار «هر لیسانسی هستم باشم، MBA مال من است» بدان سرازیر شوند.
8.مدیریت های بازرگانی
مدیریت بازرگانی، صنعتی، [دولتی!]، جهانگردی، بیمه امور گمرکی و امور بانکی گرایش هایی از مدیریت هستند که نیاز دائمی جامعه به آنها، استقبال داوطلبان کنکور را هم به دنبال داشته. مدیریت بعد از حسابداری رتبه دوم را دارد و خصوصی هایش هم الان بیشتر کار دارند. جز MBA، فارالتحصیلان تمام رشته های بالا باید بیایند زیر دست اینان کار کنند! حالا هی دنبال کلاسش باش!

هشت فاکتور خوش تیپی در این دهه
هر چی عجیب تر بهتر
1.شلوار جین پاره
یعنی خیلی لارژ هستی! اصلا برایت مهم نیست دیگران راجع به تو چه فکری می کنند. به صرفه هم هست، اگر زمین خوردید و زانوی شلوارتان پاره شد نگران نباشید، فقط کمی پاره ترش کنید!
2.ساعت مچی گنده
یک دمبل دائمی! هر چه زمخت تر، بهتر. مهم نیست کار می کند یا نه، فقط گنده و هچلفت باشد، برای دانستن زمان از تلفن همراه خود استفاده کنید.
3.مدل موی خل و چلی
هیچ الگوی خاصی وجود ندارد. هر چه مدل موها عجیب تر باشد، بهتر است. میتوانید کل حقوق یک ماهتان را بدهید یک آرایشگاهی در بالای شهر تا این مدل مو را برایتان پیاده کند یا سرتان را بگذارین لای چند تا بالش و متکا تا خودش حاتل بگیره. نتیجه، یکی است!
4.ام پی تری و هدفون توی گوش
خود هدفون به تنهایی موضوعیت دارد؛ حتی اگر سکوت پخش کند؛ اما اگر صدایش در حدی بلند باشد که در مترو، دو تا واگن آن طرف تر هم با گوش غیر مسلح بشود صدایش را شنید، یعنی مرحبا به سیستم شنوائی شما!
5.چسب روی بینی
مهم نیست واقعا جراحی کرده اید یا جوش سر سیاه دارید یا نه، این یعنی آدم پولداری هستید، به مد بینی رایج توجه دارید و خوشبختانه جز تلفات جانی جراحی زیبایی نبوده اید! ضمنا در رسیدن ایران به رتبه اول جهان در جراحی زیبایی بینی سهم داشته اید.
6.پیکسل
اگر می خواهید خوشتیپی ظریف باشید و روش های قبلی را، زیادی زمخت و صریح می دانید، ما به شما پیکسل را توصیه می کنیم. یک گردالی کوچک قشنگ روی لباس، کیف، کلاه و ... آرم همشهری جوانش هم به زودی عرضه می شود.
7.چکمه تبرج
این وصله «تبرج»(لباس شهرت) بودن را چند سال پیش رویش گذاشتند، وگرنه چکمه ای است که به دلیل قد بلندش طعنه به برنج محسن میزند!
8.آویزان کردن خرت و پرت از دست و گردن
این یکی خیلی ساده است، فقط یک چیزی از یک جای لباستان آویزان کنید. فقط در انتخاب جا، تناسب و سلیقه را رعایت کنید!

وبلاگ رسمی دانشجویان مهندسی کامپیوتر ( ورودي 88 ) داشگاه سمنان